برچسب:
نویسنده: نیکان پارسامنش
خدایا منو ببخش اگر توو این مدت ناشکری کردم .. اگه ضعیف شدم .. اگه شکستم .. اگه خودم و باختم ..
من و ببخش و کمکم کن .. تو ای قدرتمندترین و مهربونترین .. تو کمکم کن ..
مثل همیشه که چتر حمایتت همیشه رو سرم بوده ..
اتفاقات اخیر به من درسهای خیلی بزرگی داد .. ازش خیلی چیزها یاد گرفتم .. و فکر میکنم این تمامش مصلحت و لطف
برچسب:
نویسنده: نیکان پارسامنش
امروز بعد از حدود 25 روز رفتم آتلیه دیدن مریم جان و آقای یوسفی .. 25 روزی که واقعا هر روزش آرزو میکردم کاش دیگه ار فردا کار شروع شه ..
انقدر هیجان داشتم و خوشحال بودم که دستم میلرزید .. توو ذهنم همش لحظه ی رو به رو شدن با مریم و تجسم میکردم .. انگار که ده ساله ندیدمش!!
زنگ آتلیه رو زدم و از پله ها رفتم پایین با آ
برچسب:
نویسنده: نیکان پارسامنش
برچسب:
نویسنده: نیکان پارسامنش
برچسب:
نویسنده: نیکان پارسامنش
برچسب:
نویسنده: نیکان پارسامنش
برچسب:
نویسنده: نیکان پارسامنش
پ.ن : میشه به خودم برگردم ؟؟ میشه همون نسیم چند ماه قبل بشم ؟
دلم واست تنگ شده خدایا :(
برچسب:
نویسنده: نیکان پارسامنش
الحق که خوب اسمی برامون گذاشتی .. انسان ! ( فراموش کار.. )
برچسب:
نویسنده: نیکان پارسامنش
انشاالله به یاری خدا و توکل به خودش خبرهای خوبی در راهه .. 
پ.ن : خدایا میشه مثل همیشه که از خزانه ی بی کران مهربانیهات لبریزمون میکنی ، هوامونو داشته باشی ؟؟ ..
الهی به امید تو ... فقط خودت 
برچسب:
نویسنده: نیکان پارسامنش
امروز بعد از مدتها گردش روزگار جوری رقم خورد که بتونم خودمو برسونم به اجرا ...
اجرای درخشش صبح ... ملیکا .. خدا خودش میدونه که هیچی نمیتونه جای این حس و برام پر کنه .. چقدر امشب حال دلم خوب شد با رفتنم .. ممنونم از همه ی عوامل آسمانی پشت این کار .. الحق که کارتون درسته 

برچسب:
نویسنده: نیکان پارسامنش